زندگی سالم

آرامش؛ گمشده حقیقی انسان معاصر

امروزه با وجود پیشرفت‌های شگرف علمی، گسترش فناوری‌های نوین و افزایش امکانات رفاهی، انسان بیش از هر زمان دیگری با اضطراب، تنش، احساس تنهایی و ناآرامی دست به گریبان است.

به گزارش دیده بان سلامتی؛ دستاوردهای مادی توانسته‌اند بسیاری از نیازهای جسمانی و رفاهی بشر را برطرف کنند، اما نتوانسته‌اند به همان اندازه بر آرامش درونی او بیفزایند. از همین رو، شاید بتوان گفت که آرامش، گمشده حقیقی انسان در عصر معاصر است. انسان امروز در جهانی زندگی می‌کند که سرعت، رقابت، انبوه اطلاعات و تغییرات مداوم، فرصت تأمل و سکون را از او گرفته‌اند. در چنین شرایطی، دستیابی به آرامش نه یک خواسته تجملی، بلکه ضرورتی اساسی برای حفظ سلامت روان، تعادل فردی و کیفیت زندگی است. به نظر می‌رسد آرامش واقعی زمانی حاصل می‌شود که انسان بتواند با چهار بُعد اصلی وجود خویش به صلح برسد؛ صلحی که از درون آغاز می‌شود و تا جهان پیرامون و افق‌های معنوی امتداد می‌یابد. صلح با خویشتن نخستین و بنیادی‌ترین گام در مسیر آرامش، صلح با خویشتن است. این صلح به معنای شناخت خود، پذیرش توانایی‌ها و محدودیت‌ها، آگاهی از نقاط قوت و ضعف، و رهایی از سرزنش دائمی خویش است. بسیاری از انسان‌ها بخش قابل توجهی از انرژی روانی خود را صرف جنگیدن با گذشته، حسرت فرصت‌های از دست رفته و پشیمانی از اشتباهات می‌کنند. در حالی که گذشته قابل تغییر نیست و تنها می‌توان از آن آموخت. انسانی که خود را می‌پذیرد و میان آنچه هست و آنچه می‌تواند باشد تعادلی واقع‌بینانه برقرار می‌کند، زمینه لازم برای آرامش درونی را فراهم می‌سازد. کسی که با خویشتن در نزاع است، حتی در بهترین شرایط مادی و اجتماعی نیز آرامش را تجربه نخواهد کرد؛ زیرا سرچشمه اصلی ناآرامی را در درون خود حمل می‌کند. صلح با دیگران انسان موجودی اجتماعی است و بخش مهمی از خوشبختی یا رنج او در روابطش با دیگران شکل می‌گیرد. صلح با دیگران به معنای رهایی از کینه، حسادت، دشمنی، انتقام‌جویی و نیاز افراطی به تأیید و تحسین دیگران است. البته صلح با دیگران به معنای چشم‌پوشی از حق یا پذیرش ظلم نیست؛ بلکه به معنای آن است که انسان اجازه ندهد نفرت و خصومت، آرامش درونی او را تسخیر کند. بخشش، همدلی، احترام متقابل و درک تفاوت‌های انسانی از مهم‌ترین عوامل ایجاد این نوع صلح هستند. هرچه روابط انسانی سالم‌تر و مبتنی بر اعتماد و احترام باشند، احساس امنیت روانی و آرامش نیز عمیق‌تر خواهد بود. صلح با محیط سومین بُعد آرامش، صلح با محیط پیرامون است؛ محیطی که هم طبیعت را در بر می‌گیرد و هم شرایط و واقعیت‌های زندگی را. بخش مهمی از رنج انسان از آنجا ناشی می‌شود که می‌خواهد همه چیز مطابق خواسته‌های او باشد، در حالی که جهان همواره مطابق میل ما عمل نمی‌کند. برخی واقعیت‌ها قابل تغییرند و باید برای تغییر آن‌ها تلاش کرد، اما برخی دیگر در کوتاه‌مدت یا حتی برای همیشه خارج از کنترل ما هستند. صلح با محیط به معنای تسلیم شدن در برابر مشکلات نیست؛ بلکه به معنای پذیرش واقعیت، تشخیص مرز میان آنچه قابل تغییر است و آنچه نیست، و سازگاری هوشمندانه با شرایط زندگی است. چنین نگرشی به انسان کمک می‌کند تا به جای فرسوده شدن در برابر واقعیت‌ها، توان خود را صرف بهبود آن چه در اختیار اوست کند. همچنین احترام به طبیعت و احساس تعلق به جهان پیرامون می‌تواند احساس هماهنگی و آرامشی عمیق در انسان ایجاد کند؛ احساسی که در زندگی پرشتاب امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمندیم. صلح با خدا چهارمین و عمیق‌ترین ساحت آرامش، صلح با خداست. در سنت‌های دینی، عرفانی و معنوی، آرامش پایدار زمانی حاصل می‌شود که انسان خود را جزئی از نظمی بزرگ‌تر و معنادارتر بداند. ایمان به خدا، احساس معنا در زندگی، توکل، امید، رضایت و اعتماد به حکمتی فراتر از فهم محدود انسانی، بسیاری از اضطراب‌های وجودی را کاهش می‌دهد. انسانی که زندگی را صرفاً مجموعه‌ای از اتفاقات تصادفی نمی‌بیند، در برابر دشواری‌ها، ناکامی‌ها و ابهام‌های زندگی از استواری بیشتری برخوردار خواهد بود. صلح با خدا به معنای گریز از مسئولیت یا دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه به معنای تلاش همراه با اعتماد، حرکت همراه با امید و زیستن همراه با معناست.
جمع‌بندی
آرامش مقصدی نیست که انسان روزی به آن برسد و برای همیشه در آن باقی بماند؛ بلکه فرآیندی مستمر از ایجاد تعادل میان ابعاد مختلف وجود انسان است. هرگاه میان انسان و خویشتن، میان انسان و دیگران، میان انسان و جهان پیرامون، و میان انسان و خدا تعارضی عمیق شکل گیرد، آرامش نیز آسیب می‌بیند.
از این رو می‌توان گفت که آرامش حاصل آشتی انسان با چهار قلمرو اساسی زندگی است: خویشتن، دیگران، محیط و خدا. هرچه این آشتی عمیق‌تر و پایدارتر باشد، انسان به همان اندازه به آرامشی نزدیک‌تر می‌شود که همواره در جست‌وجوی آن بوده است. شاید بتوان این حقیقت را در یک جمله خلاصه کرد: «آرامش، ثمره صلح انسان با خویشتن، دیگران، جهان پیرامون و خداست؛ و ناآرامی، نشانه گسست در یکی از این چهار ساحت زندگی.»
به قلم دکتر شفقی مولان

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا